پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۰۶۸

کی غم مرا ز دل می احمر برآورد

صیقل چگونه ز آینه جوهر برآورد

آن را که هست در رگ جان پیچ وتاب عشق

چون رشته عاقبت ز گهر سربرآورد

از خوی آتشین تو هرجا سمندری است

انگشت زینهار ز هر پر برآورد

ز افتادگی غبار به دل ره مده که مور

عمرش تمام گردد اگر پر برآورد

خودبین مشو کز آب روان بخش زندگی

آیینه در به روی سکندر برآورد

چون آفتاب دولت دنیای زودسیر

هر روز سر ز روزن دیگر برآورد

قانع چو کهربا به پرکاه اگر شوم

صد چشم در گرفتن آن پربرآورد

پا در رکاب برق بود فصل نوبهار

صائب ز زیر بال چرا سربرآورد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۰۷۰تنها ز باغ خود چمن آرا ثمر خورد
  2. غزل شمارهٔ ۴۰۷۱پوشیده یار اگر نه می ناب می‌خورد
  3. غزل شمارهٔ ۴۰۷۲کم کم دل مرا غم واندیشه می خورد
  4. غزل شمارهٔ ۴۰۷۳حرف درشت بردل بی کینه می خورد
  5. غزل شمارهٔ ۴۰۷۴زین نقش نو که روی تو از خط برآب زد
  6. غزل شمارهٔ ۴۰۷۵لعل تو خنده بر گهر آفتاب زد
  7. غزل شمارهٔ ۴۰۷۶عاقل ز فکر چون به در کبریا رسد
  8. غزل شمارهٔ ۴۰۷۷زخم از هنر همیشه به صاحب هنر رسد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.