پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۰۶۷

روزی که خط سر از لب دلبر برآورد

از موج بال چشمه کوثر برآورد

با عشق حسن در ته یک پیرهن بود

آتش ز بال خویش سمندر برآورد

از سینه های گرم مجو آرزوی خام

از خاک تخم سوخته کی سر برآورد

نگذاشت خط در آن لب شیرین حلاوتی

مور حریص گرد ز شکر برآورد

دل را مکن کباب که هرقطره اشک او

شور قیامت از دل اخگر برآورد

رنگین سخن ز بخشش خلق است بی نیاز

این غنچه بی طلب زدهن زر برآورد

از روی آتشین تو انگشت زینهار

برق تجلی از مژه تر برآورد

تابرخورد ازان لب میگون به کام دل

ساغر ز خویش باده احمر برآورد

مژگان اشکبار شود رشته گهر

چون زان دهان تنگ سخن سربرآورد

در جلوه گاه حسن تو انگشت زینهار

از قامت علم صف محشربرآورد

شبها ز بیقراری پهلوی خشک من

بالش پر از تزلزل بسر برآورد

آسوده تر ز دیده قربانیان شود

بر روی آرزو دل اگر در برآورد

از گرمخونی دل مشتاق زخم من

در بیضه تیغ بال ز جوهر برآورد

پا در رکاب برق بود فصل نوبهار

صائب ز زیر بال چرا سر برآورد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۰۶۹روی تو اشک را ز چکیدن برآورد
  2. غزل شمارهٔ ۴۰۷۰تنها ز باغ خود چمن آرا ثمر خورد
  3. غزل شمارهٔ ۴۰۷۱پوشیده یار اگر نه می ناب می‌خورد
  4. غزل شمارهٔ ۴۰۷۲کم کم دل مرا غم واندیشه می خورد
  5. غزل شمارهٔ ۴۰۷۳حرف درشت بردل بی کینه می خورد
  6. غزل شمارهٔ ۴۰۷۴زین نقش نو که روی تو از خط برآب زد
  7. غزل شمارهٔ ۴۰۷۵لعل تو خنده بر گهر آفتاب زد
  8. غزل شمارهٔ ۴۰۷۶عاقل ز فکر چون به در کبریا رسد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.