پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۰۷۱

پوشیده یار اگر نه می ناب می‌خورد

این رنگ لاله‌گون ز کجا آب می‌خورد

چون تشنه‌ای که آب خورد در میان خواب

خونم چو آب چشم تو در خواب می‌خورد

موی میانش از نگه گرم عاشقان

از زلف مشکبار فزون تاب می‌خورد

پهلوی هرکه کرد قناعت به خاک نرم

نیش از سمور و قاقُم و سنجاب می‌خورد

این رشته زود خرج گره می‌شود تمام

از عشق اگر چنین رگ جان تاب می‌خورد

از کوزه سفال نخورده است آب سرد

از جام زر کسی که می ناب می‌خورد

هر قطره آب در جگرش می‌شود گهر

هرکس شمرده همچو صدف آب می‌خورد

غافل که می‌خورد دل خود را ز سادگی

از رشته آنچه گوهر سیراب می‌خورد

دل ایمن از گزند سر زلف یار نیست

چون ماهیی که طعمه ز قلاب می‌خورد

در نور کی رسد ید بیضا به نخل طور

پروانه خون خویش به مهتاب می‌خورد

صائب چو لاله هرکه بود کاسه سرنگون

بی‌دردسر مدام می ناب می‌خورد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۰۷۳حرف درشت بردل بی کینه می خورد
  2. غزل شمارهٔ ۴۰۷۴زین نقش نو که روی تو از خط برآب زد
  3. غزل شمارهٔ ۴۰۷۵لعل تو خنده بر گهر آفتاب زد
  4. غزل شمارهٔ ۴۰۷۶عاقل ز فکر چون به در کبریا رسد
  5. غزل شمارهٔ ۴۰۷۷زخم از هنر همیشه به صاحب هنر رسد
  6. غزل شمارهٔ ۴۰۷۸آیینه کی به چهره شبنم فشان رسد
  7. غزل شمارهٔ ۴۰۷۹عیسی دمی کجاست به درد سخن رسد
  8. غزل شمارهٔ ۴۰۸۰عیسی دمی کجاست به درد سخن رسد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.