پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۰۷۴

زین نقش نو که روی تو از خط برآب زد

صد حلقه پیچ وتاب فزون آفتاب زد

چشم سیاه مست تو در مجلس شراب

جام هلال را به سر آفتاب زد

فریاد چون سپند ز یاقوت می کشد

برآتشی که تکیه دلم چون کباب زد

در بحر موج خیز حوادث ز سرگذشت

تا یک نفس به کام دل خود حباب زد

از می کسی که خواست به حال آورد مرا

در بیخودی به چهره بلبل گلاب زد

خاشاک سیل کرد رگ خواب خویش را

فصل بهار در ته پل هرکه خواب زد

خون در رگم ز منت خشک محیط سوخت

خوش وقت تشنه ای که قدح در سراب زد

جویای گوهر از خطر اندیشه چون کند

از بهر قطره سینه به دریا سحاب زد

گردید شیرمست در اینجا ز جوی شیر

هرکس پیاله ای دو سه در ماهتاب زد

راه هزار ساله به یک گام قطع کرد

هرکس که پشت پا به جهان خراب زد

حدی که محتسب کند اجرا به حکم حق

صائب به زور خویش مرا این شراب زد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۰۷۶عاقل ز فکر چون به در کبریا رسد
  2. غزل شمارهٔ ۴۰۷۷زخم از هنر همیشه به صاحب هنر رسد
  3. غزل شمارهٔ ۴۰۷۸آیینه کی به چهره شبنم فشان رسد
  4. غزل شمارهٔ ۴۰۷۹عیسی دمی کجاست به درد سخن رسد
  5. غزل شمارهٔ ۴۰۸۰عیسی دمی کجاست به درد سخن رسد
  6. غزل شمارهٔ ۴۰۸۱نالان مباد هر که به فریاد من رسد
  7. غزل شمارهٔ ۴۰۸۲فیضی که سهیل به خاک یمن رسد
  8. غزل شمارهٔ ۴۰۸۳از گرد راه قاصد مطلوب می رسد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.