پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۰۵۹

پیش نسیم صبح گل آغوش باز کرد

از پاکدامنان نتوان احتراز کرد

از وصل ساختم به نظر بازی خیال

بوی گلم ز صحبت گل بی نیاز کرد

از یک نگاه برد دل ودین وهوش من

این کعبتین چشم مرا پاکباز کرد

گردید از شکنجه بیچارگی خلاص

از چاره هر که رو به در چاره ساز کرد

محمود اگر چه بتکده ها را خراب ساخت

زیر وزبر به نیم نگاهش ایاز کرد

دریا نشست گرد خجالت ز چهره اش

سیلی که بر خرابه ما ترکتاز کرد

از سادگی به مهره گل ساخت از گهر

دل را تسلی آن به عشق مجاز کرد

قانع ز دام خود به مگس شد چو عنکبوت

زاهد که پیش خلق نماز دراز کرد

شد طشت آتش افسر زر در نظر مرا

تا عشق او به داغ مرا سرفراز کرد

کوتاه ساخت دست دراز کریم را

در عرض حاجت آن سخن را دراز کرد

صائب نیازمندی من گشت بیشتر

چندان که یار در دل من خون زناز کرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۰۶۱مجنون نظر به شوخی چشم غزال کرد
  2. غزل شمارهٔ ۴۰۶۲داغی که کوه را جگر گرم لاله کرد
  3. غزل شمارهٔ ۴۰۶۳خرم کسی که قصر اقامت بنا نکرد
  4. غزل شمارهٔ ۴۰۶۴خوش وقت قطره ای که زدریا سفر نکرد
  5. غزل شمارهٔ ۴۰۶۵دل آب گشت وتربیت دانه ای نکرد
  6. غزل شمارهٔ ۴۰۶۶هر کس ز قید تن دل روشن برآورد
  7. غزل شمارهٔ ۴۰۶۷روزی که خط سر از لب دلبر برآورد
  8. غزل شمارهٔ ۴۰۶۸کی غم مرا ز دل می احمر برآورد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.