پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۰۳۷

اگر چو رشته تن خود به پیچ وتاب دهید

ز چشمه سار گهر زود دیده آب دهید

مرا پیاله دیگر نمی دهد مستی

به من ز ناف غزالان شراب ناب دهید

عجب که روی عرق ریز یار بگذارد

که همچو سبزه خوابیده تن به خواب دهید

کمند گوهر مقصود رشته اشک است

چو برگ گل دل صد پاره را به آب دهید

عمارت دل ویران ثوابها دارد

پیاله ای به من خانمان خراب دهید

به ترک سر چو توان شد ز درد سر آزاد

چه لازم است که دردسر گلاب دهید

ستاره عرق روی یار در گذرست

ازین چکیده خورشید دیده آب دهید

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۰۳۹خط را گذار برلب آن سیمبر فتاد
  2. غزل شمارهٔ ۴۰۴۰کو سرو قامتی که دل من ز جا برد
  3. غزل شمارهٔ ۴۰۴۱روی تو صبر از دل بی‌تاب می‌برد
  4. غزل شمارهٔ ۴۰۴۲عاشق ز رفتن دل بی‌تاب می‌برد
  5. غزل شمارهٔ ۴۰۴۳پیغام بیکسان که به دلدار می برد
  6. غزل شمارهٔ ۴۰۴۴از شرم ناله ام که دل از کار می برد
  7. غزل شمارهٔ ۴۰۴۵زخمی که ره به لذت ناسور می برد
  8. غزل شمارهٔ ۴۰۴۶عُشّاق را خُرامِ تو از خویش می‌بِرَد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.