پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۰۳۶

کجا ز سینه من غم شراب می‌شوید

چه زنگ از دل آیینه آب می‌شوید

چه آب روشن ازین چرخ نیلگون جویم

که رخ به خون شفق آفتاب می‌شوید

کسی که در پی اصلاح بخت تیره ماست

سیاهی از پر و بال عقاب می‌شوید

علاج تشنه دیدار نیست جز دیدار

کجا غم از دل بلبل گلاب می‌شوید

به حسن ساده‌دلی چشم هر که باز شود

به اشک تلخ ندامت کتاب می‌شوید

اگر غبار یتیمی توان ز گوهر شست

کدورت از دل من هم شراب می‌شوید

ز بس که دلبر من تشنه جمال خود است

به آبگینه ز رخ گرد خواب می‌شوید

به گریه تیرگی از دل رود که از ریزش

ز روی خویش سیاهی سحاب می‌شوید

که گفته است در ابر سفید باران نیست

رخش غم از دل من در نقاب می‌شوید

چراغ سوختگان می‌شود ز هم روشن

به اشک چهره آتش کباب می‌شوید

غبار غم ننشیند به دامنی صائب

که توبه نامه من با شراب می‌شوید

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۰۳۸دنبال دل کمند نگاه کسی مباد
  2. غزل شمارهٔ ۴۰۳۹خط را گذار برلب آن سیمبر فتاد
  3. غزل شمارهٔ ۴۰۴۰کو سرو قامتی که دل من ز جا برد
  4. غزل شمارهٔ ۴۰۴۱روی تو صبر از دل بی‌تاب می‌برد
  5. غزل شمارهٔ ۴۰۴۲عاشق ز رفتن دل بی‌تاب می‌برد
  6. غزل شمارهٔ ۴۰۴۳پیغام بیکسان که به دلدار می برد
  7. غزل شمارهٔ ۴۰۴۴از شرم ناله ام که دل از کار می برد
  8. غزل شمارهٔ ۴۰۴۵زخمی که ره به لذت ناسور می برد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.