پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۷۰۵

جهان حیات کسی را ضمان نمی‌گردد

که مصدر اثری در جهان نمی‌گردد

ز کلفت تو چه پرواست سیل حادثه را؟

غبار سد ره کاروان نمی‌گردد

قدم ز جاده راستی برون مگذار

که تیر راست خجل از نشان نمی‌گردد

نسیم غنچه تصویر را به حرف آورد

هنوز یار من به من هم‌زبان نمی‌گردد

ز صبح صادق اگر پیرهن کنم در بر

صداقتم به تو خاطر نشان نمی‌گردد

شکایت من از افلاک اختیاری نیست

ستم‌رسیده حریف زبان نمی‌گردد

چه حاجت است نگهبان سیاه‌چشمان را؟

به گرد کله آهو شبان نمی‌گردد

تو بی‌نیاز و به جز حرف گرد سرگشتن

مرا به هیچ حدیثی زبان نمی‌گردد

محبت است و همین شیوه جوانمردی

گمان مبر که زلیخا جوان نمی‌گردد

ز سنگ تفرقه خالی شده است دامانش

به گرد خاک، عبث آسمان نمی‌گردد

هزار بار مرا کرد امتحان صائب

هنوز عشق به من مهربان نمی‌گردد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۷۰۷ز شکوه گر لبم آن گلعذار می‌بندد
  2. غزل شمارهٔ ۳۷۰۸زبان شِکوهٔ ما لعل یار می‌بندد
  3. غزل شمارهٔ ۳۷۰۹کسی که عیب ترا پیش چشم بنگارد
  4. غزل شمارهٔ ۳۷۱۰ترا کسی که به گلگشت بوستان آرد
  5. غزل شمارهٔ ۳۷۱۱جز آن دهن که ازو خنده سر برون آرد
  6. غزل شمارهٔ ۳۷۱۲چه غم ز خاطر ما دیدنی برون آرد؟
  7. غزل شمارهٔ ۳۷۱۳فروغ ذره به چشم من آب می آرد
  8. غزل شمارهٔ ۳۷۱۴نظاره لب میگون خمار می آرد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.