پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۶۱۹

یاد ایامی که بزم عیش ما معمور بود

مغز ما از نشأه می پرده دار حور بود

شیشه می نیم هوشی داشت از همصحبتان

روی مجلس در نقاب بیخودی مستور بود

لاله رویان را دل ما تشنه نظاره ساخت

آب این سرچشمه آیینه گویا شور بود

قرب منزل نعل ما را بر سر آتش گذاشت

داشتیم آسایشی تا منزل ما دور بود

خاطر روشن در فردوس بر رویم گشود

قحط یوسف بود تا آیینه ام بی نور بود

آنچه ما چشم از حباب آب حیوان داشتیم

در حجاب پرده زنبوری انگور بود

آب لعل او زخط شد تیره، ورنه پیش ازین

صافی این شهد، شمع خانه زنبور بود

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۶۲۱در کنار دایه حسن او جهان افروز بود
  2. غزل شمارهٔ ۲۶۲۲ریزش اشک ندامت غافلان را بس بود
  3. غزل شمارهٔ ۲۶۲۳دوش بزم از شور ما یک سینه پرجوش بود
  4. غزل شمارهٔ ۲۶۲۴شب که دامان سر زلف توام در چنگ بود
  5. غزل شمارهٔ ۲۶۲۵تا عنان اختیار ناقصم در چنگ بود
  6. غزل شمارهٔ ۲۶۲۶از قبول نقش، دل دایم پریشان حال بود
  7. غزل شمارهٔ ۲۶۲۷آبروی کعبه گر از چشمه زمزم بود
  8. غزل شمارهٔ ۲۶۲۸خنده سوفار با دلگیری پیکان بود
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.