پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۶۲۳

دوش بزم از شور ما یک سینه پرجوش بود

تلخی می محو در گلبانگ نوشانوش بود

نرگس مخمور خون عقل در پیمانه داشت

جلوه مستانه سیلاب متاع هوش بود

گرچه دامن می کشید از سایه خود سرو او

باغ بر گل تنگ از خمیازه آغوش بود

بر نمی آمد صدا از هیچ کس غیر از سپند

شمع مجلس با زبان آتشین خاموش بود

تیره بختی همچو داغ لاله در خون می تپید

از فروغ می در و دیوار اطلس پوش بود

در قفس تیغ زبان ما برآمد از نیام

شعله آواز ما در گلستان خس پوش بود

گلشن از خاموشی ما پرده تصویر شد

خون گل از شعله آواز ما در جوش بود

هیچ کس را صائب از اهل سخن روزی نشد

آنچه از اسباب عشرت قسمت ما دوش بود

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۶۲۵تا عنان اختیار ناقصم در چنگ بود
  2. غزل شمارهٔ ۲۶۲۶از قبول نقش، دل دایم پریشان حال بود
  3. غزل شمارهٔ ۲۶۲۷آبروی کعبه گر از چشمه زمزم بود
  4. غزل شمارهٔ ۲۶۲۸خنده سوفار با دلگیری پیکان بود
  5. غزل شمارهٔ ۲۶۲۹پایه نظم بلند از علم کمتر چون بود؟
  6. غزل شمارهٔ ۲۶۳۰شب نه آه سرد را دل عرش پیما کرده بود
  7. غزل شمارهٔ ۲۶۳۱دوش بر من سایه آن سرو روان افکنده بود
  8. غزل شمارهٔ ۲۶۳۲شب که سرو قامت او شمع این کاشانه بود
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.