پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۹۷۸

خال تو ریشه در شکرستان دوانده است

از خط سبز، شهپر طوطی رسانده است

جز خط دل سیه که مبیناد روز خوش

بر شمع آفتاب که دامن فشانده است؟

مجنون من ز کندن جان در طریق عشق

فرهاد را به کوه مکرر جهانده است

تا قامت بلند تو در جلوه آمده است

از رعشه سرو فاختگان را پرانده است

موج سراب می شمرد سلسبیل را

هر کس ز خط سبز تو چشمی چرانده است

با قامت تو سبزه خوابیده است سرو

با چهره تو لاله چراغ نشانده است

دستی است شاخ گل که به مستی نگار من

صائب ز روی ناز به گلشن فشانده است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۹۸۰با داغ عشق، شعله غیرت نمانده است
  2. غزل شمارهٔ ۱۹۸۱امروز قدر نکته موزون نمانده است
  3. غزل شمارهٔ ۱۹۸۲زاهد ز سبحه در پی تسخیر بوده است
  4. غزل شمارهٔ ۱۹۸۳شرم گناه رهبر توفیق بوده است
  5. غزل شمارهٔ ۱۹۸۴شیرازه طرب خط پیمانه بوده است
  6. غزل شمارهٔ ۱۹۸۵هر کس بیاض گردن او را ندیده است
  7. غزل شمارهٔ ۱۹۸۶لعلت به خنده پرده گل را دریده است
  8. غزل شمارهٔ ۱۹۸۷تا دست من به گردن مینا رسیده است
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.