پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۸۰۲

ز تنگدستی شکر، نی مرا غم نیست

که ناله های گلوسوز از شکر کم نیست

به مجلسی که در او داروگیر منعی است

اگر بهشت بود، دلنشین آدم نیست

ز چشم شور تماشاییان هراسانم

وگرنه زخم مرا احتیاج مرهم نیست

یکی است نسبت داغ جنون به شاه و گدا

ز آفتاب قیامت کسی مسلم نیست

گداختم جگر خویش را به آتش گل

هنوز اشک مرا اعتبار شبنم نیست

شکوه صحبت شیرین حجاب اظهارست

وگرنه حسرت خسرو ز کوهکن کم نیست

جنون به ملک سلیمان نمی کند اقبال

وگرنه مرتبه داغ، کم ز خاتم نیست

اگر چه جلوه او از دو عالم افزون است

دلی کجاست که در وی غم دو عالم نیست؟

ز سنگ تفرقه صائب بلند گردیده است

بنای دوستی روزگار محکم نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۸۰۴کدام شب نی کلک من آتش افشان نیست؟
  2. غزل شمارهٔ ۱۸۰۵سزای خواب بود دیده ای که گریان نیست
  3. غزل شمارهٔ ۱۸۰۶به می طرف شدن آیین هوشیاران نیست
  4. غزل شمارهٔ ۱۸۰۷فضای چرخ مقام نفس کشیدن نیست
  5. غزل شمارهٔ ۱۸۰۸اگر نمی تپدم دل، ز آرمیدن نیست
  6. غزل شمارهٔ ۱۸۰۹زمین چو ریگ روان است بر جناح سفر
  7. غزل شمارهٔ ۱۸۱۰چه خستگی است که در چشم ناتوان تو نیست؟
  8. غزل شمارهٔ ۱۸۱۱به آسمان نرسد هر که خاک پای تو نیست
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.