پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۸۰۸

اگر نمی تپدم دل، ز آرمیدن نیست

که تنگنای جهان جای دل تپیدن نیست

ز بی غمی نبود رنگ روی من بر جای

ز ضعف، رنگ مرا قوت پریدن نیست

ز دست آینه شد موی سبز و گشت سفید

هنوز دانه امید را دمیدن نیست

قدم به خار و گل راه عشق یکسان نه

که رهزنی بتر از پیش پای دیدن نیست

سخن به خاک نیفتد ز طعن بدگهران

که آبروی گهر را غم چکیدن نیست

تپیدن دل سیاره می کند فریاد

که این شکسته بنا، جای آرمیدن نیست

نفس برای رمیدن ذخیره می سازد

وگرنه شیوه آن شوخ آرمیدن نیست

به روی من چمن آرا عبث دری بسته است

مرا چو پای گرانخواب، دست چیدن نیست

ز نامه صلح به طومار آه کن صائب

که نامه الف آه را دریدن نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۸۱۰چه خستگی است که در چشم ناتوان تو نیست؟
  2. غزل شمارهٔ ۱۸۱۱به آسمان نرسد هر که خاک پای تو نیست
  3. غزل شمارهٔ ۱۸۱۲به غیر خشم که در خوردنش وبالی نیست
  4. غزل شمارهٔ ۱۸۱۳شب فراق ز روز حساب خالی نیست
  5. غزل شمارهٔ ۱۸۱۴نسیم صبحدم از بوی یار خالی نیست
  6. غزل شمارهٔ ۱۸۱۵مبند دل به حیاتی که جاودانی نیست
  7. غزل شمارهٔ ۱۸۱۶میِ دوساله نشاطش کم از جوانی نیست
  8. غزل شمارهٔ ۱۸۱۷ستاره سوخته عشق را پناهی نیست
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.