پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۸۱۱

به آسمان نرسد هر که خاک پای تو نیست

فرو رود به زمین هر که در هوای تو نیست

مگر تو خود به خموشی ثنای خودگویی

وگرنه هیچ زبان در خور ثنای تو نیست

شکوه بحر چه سازد به تنگنای حباب؟

سپهر بی‌سروپا ظرف کبریای تو نیست

سپرد جا به تو هر کس ز بزم بیرون رفت

تویی به جای همه، هیچ کس به جای تو نیست

کدام گهر سیراب بحر و کان را همت؟

که چشمهٔ عرق از خجلت صفای تو نیست

شکر به زاغ فرسنی و استخوان به هما

چه رمزها که نهان در کف عطای تو نیست

مگر ز نعمت دیدار سیر چشم شود

وگرنه هر دو جهان در خور گدای تو نیست

مگر قبول تو آبی به روی کار آرد

وگرنه بندگی چون منی سزای تو نیست

بساز از دل سنگین خویش آینه‌ای

که هیچ آینه را طاقت لقای تو نیست

جواب آن غزل است این که گفت مرشد روم

چه گوهری تو که کس را به کف بهای تو نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۸۱۳شب فراق ز روز حساب خالی نیست
  2. غزل شمارهٔ ۱۸۱۴نسیم صبحدم از بوی یار خالی نیست
  3. غزل شمارهٔ ۱۸۱۵مبند دل به حیاتی که جاودانی نیست
  4. غزل شمارهٔ ۱۸۱۶میِ دوساله نشاطش کم از جوانی نیست
  5. غزل شمارهٔ ۱۸۱۷ستاره سوخته عشق را پناهی نیست
  6. غزل شمارهٔ ۱۸۱۸طریقِ مردمِ سنجیده خودستایی نیست
  7. غزل شمارهٔ ۱۸۱۹ز بس که طاعت خلق جهان خدایی نیست
  8. غزل شمارهٔ ۱۸۲۰میان خوی تو و رحم آشنایی نیست
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.