پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۸۱۰

چه خستگی است که در چشم ناتوان تو نیست؟

چه دلخوشی است که در گوشه دهان تو نیست

گذشته ایم به اوراق لاله زار بهشت

نظر فریب تر از خار گلستان تو نیست

ز فکر چون به میان تو ره توان بردن؟

که راه فکر به باریکی میان تو نیست

غزال قدس نیاید ز لاغری به نظر

وگرنه کوتهی از زلف دلستان تو نیست

ز امتحان تو شد کوه طور صحراگرد

دل ضعیف مرا تاب امتحان تو نیست

نه بوسه ای، نه شکرخنده ای، نه دشنامی

به هیچ وجه مرا روزی از دهان تو نیست

ز شیوه تو چنان عام شد گرفتاری

که سرو و سوسن آزاد در زمان تو نیست

همیشه از رگ گردن، سنانش آماده است

سری که در قدم خاک آستان تو نیست

بناز بر نفس آتشین خود صائب

که هیچ سینه بی جوش در زمان تو نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۸۱۲به غیر خشم که در خوردنش وبالی نیست
  2. غزل شمارهٔ ۱۸۱۳شب فراق ز روز حساب خالی نیست
  3. غزل شمارهٔ ۱۸۱۴نسیم صبحدم از بوی یار خالی نیست
  4. غزل شمارهٔ ۱۸۱۵مبند دل به حیاتی که جاودانی نیست
  5. غزل شمارهٔ ۱۸۱۶میِ دوساله نشاطش کم از جوانی نیست
  6. غزل شمارهٔ ۱۸۱۷ستاره سوخته عشق را پناهی نیست
  7. غزل شمارهٔ ۱۸۱۸طریقِ مردمِ سنجیده خودستایی نیست
  8. غزل شمارهٔ ۱۸۱۹ز بس که طاعت خلق جهان خدایی نیست
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.