پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۸۱۷

ستاره سوخته عشق را پناهی نیست

در آفتاب قیامت گریزگاهی نیست

به داغ کهنه و نو، روز و شب شود معلوم

به عالمی که منم آفتاب و ماهی نیست

دل رمیده من وحشی بیابانی است

که جز زبان ملامت در او گیاهی نیست

اگرچه آه ندارند در جگر عشاق

نگاه حسرت این قوم کم ز آهی نیست

فغان که در نظر اعتبار لاله رخان

شکسته رنگی عاشق به برگ کاهی نیست

شکفته باش که قصر وجود انسان را

به از گشادگی جبهه پیشگاهی نیست

چگونه بال فشانم به کهکشان صائب؟

مرا که قوت پرواز برگ کاهی نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۸۱۹ز بس که طاعت خلق جهان خدایی نیست
  2. غزل شمارهٔ ۱۸۲۰میان خوی تو و رحم آشنایی نیست
  3. غزل شمارهٔ ۱۸۲۱ز دام سوختگان عشق را رهایی نیست
  4. غزل شمارهٔ ۱۸۲۲وفا طمع ز گل بیوفا نباید داشت
  5. غزل شمارهٔ ۱۸۲۳ملامت از دل بیباک من فغان برداشت
  6. غزل شمارهٔ ۱۸۲۴ز ناله گر دل بی برگ ما نوا می داشت
  7. غزل شمارهٔ ۱۸۲۵به این نشاط که دل سر به تیغ یار گذاشت
  8. غزل شمارهٔ ۱۸۲۶عنان دل ز من آن دلربا گرفت و گذاشت
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.