پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۸۲۲

وفا طمع ز گل بیوفا نباید داشت

ز رنگ و بوی، امید بقا نباید داشت

ز سادگی است تمنای صحت از پیری

ز درد عمر، توقع صفا نباید داشت

پل شکسته به سیلاب بر نمی آید

ثبات، چشم ز قد دو تا نباید داشت

شکستگی نشود جمع با حلاوت عشق

شکر طمع زنی بوریا نباید داشت

سبک نساخته از دانه خویش را چون کاه

امید جاذبه از کهربا نباید داشت

به مزد دست اگر خرده ای نیفشانی

چو گل ز کس طمع خونبها نباید داشت

میسرست چو سر زیر بال خود بردن

نظر به سایه بال هما نباید داشت

ز کار تا نرود دست و پای سعی ترا

امید رزق ز دست دعا نباید داشت

اگر ز سنگ ملامت شکسته ای خود را

حذر ز گردش این آسیا نباید داشت

به قطع راه طلب زهد خشک کافی نیست

امید راهبری از عصا نباید داشت

به خاک غوطه زدن ناوک هوایی را

اشاره ای است که سر در هوا نباید داشت

به اشک تا بتوان دیده را جلا دادن

ز مردمان طمع توتیا نباید داشت

درین قلمرو ظلمت به جز ستاره اشک

دلیل و راهبر و رهنما نباید داشت

به روی کار ز سیمین بران قناعت کن

ز آبگینه نظر بر قفا نباید داشت

ز چشم کافر بیگانه خوی او صائب

توقع نگه آشنا نباید داشت

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۸۲۴ز ناله گر دل بی برگ ما نوا می داشت
  2. غزل شمارهٔ ۱۸۲۵به این نشاط که دل سر به تیغ یار گذاشت
  3. غزل شمارهٔ ۱۸۲۶عنان دل ز من آن دلربا گرفت و گذاشت
  4. غزل شمارهٔ ۱۸۲۷مرا که داغ و کبابم چه دوزخ و چه بهشت
  5. غزل شمارهٔ ۱۸۲۸هزار حیف که دوران خط یار گذشت
  6. غزل شمارهٔ ۱۸۲۹ز من مپرس که چون بر تو ماه و سال گذشت
  7. غزل شمارهٔ ۱۸۳۰خوش آن که چون گل ازین گلستان دمید و گذشت
  8. غزل شمارهٔ ۱۸۳۱کنون که از کمر کوه موج لاله گذشت
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.