پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۸۳۱

کنون که از کمر کوه موج لاله گذشت

بیار کشتی می، نوبت پیاله گذشت

ز شیشه خانه دل، چهره عرقناکش

چنان گذشت که بر لاله زار ژاله گذشت

چنان ز حسن تو شد کار تنگ بر خوبان

که دور خوبی مه در حصار هاله گذشت

درین محیط پر از خون، بهار عمر، مرا

به جمع کردن دامن چو داغ لاله گذشت

من آن حریف تنک روزیم که چون مه عید

تمام دور نشاطم به یک پیاله گذشت

می دو ساله دم روح پروری دارد

که می توان ز صلاح هزارساله گذشت

نشد ز نسخه دل نقطه ای مرا معلوم

اگر چه عمر به تصحیح این رساله گذشت

ز پیچ و تاب رگ جان خبر رسید به من

اگر نسیم بر آن عنبرین کلاله گذشت

سیاهی از سر داغش نرفت، پنداری

که تیره بختی ما در ضمیر لاله گذشت

گداخت از ورق لاله، دیده ام صائب

کدام سوخته یارب براین رساله گذشت؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۸۳۳فغان که گرد سر او نمی توانم گشت
  2. غزل شمارهٔ ۱۸۳۴ره سخن به رخش خط عنبرافشان یافت
  3. غزل شمارهٔ ۱۸۳۵ز زخم تیغ زبان هوش من بلندی یافت
  4. غزل شمارهٔ ۱۸۳۶نظر بپوش ز خود تا نظر توانی یافت
  5. غزل شمارهٔ ۱۸۳۷ز دیده رفت و قرار از دل شکیبا رفت
  6. غزل شمارهٔ ۱۸۳۸فغان که هستی من در ورق شماری رفت
  7. غزل شمارهٔ ۱۸۳۹اگر ز دیده ام ای سروناز خواهی رفت
  8. غزل شمارهٔ ۱۸۴۰غبار خط تو از دل به هیچ باب نرفت
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.