پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۸۲۸

هزار حیف که دوران خط یار گذشت

شکست رنگ گل و حسن نوبهار گذشت

چنان سیاهی خط تنگ کرد دایره را

که حسن، همچو نسیم از بنفشه زار گذشت

حذر ز سایه مژگان خویشتن می کرد

ز جوش خط چه بر آن آتشین عذار گذشت

تو وعده می دهی و حسن بر جناح سفر

تو روز می گذرانی و روزگار گذشت

گهر به چشم صدف در کمین ریختن است

مگر حدیثی ازان در شاهوار گذشت؟

در آتشم چون گل از برگ خود، خوشا سر دار

که نوبهار و خزانش به یک قرار گذشت

غبار خاطر ازین بیشتر نمی باشد

که از خرابه من سیل باوقار گذشت

چه سود لوح مزارم ز خشت خم کردن؟

مرا که عمر به خمیازه و خمار گذشت

ز روزگار جوانی خبر چه می پرسی؟

چو برق آمد و چون ابر نوبهار گذشت

یکی است مرتبه صدر و آستان پیشش

کسی که همچو تو صائب ز اعتبار گذشت

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۸۳۰خوش آن که چون گل ازین گلستان دمید و گذشت
  2. غزل شمارهٔ ۱۸۳۱کنون که از کمر کوه موج لاله گذشت
  3. غزل شمارهٔ ۱۸۳۲ز بوی زلف تو باغ آنچنان معطر گشت
  4. غزل شمارهٔ ۱۸۳۳فغان که گرد سر او نمی توانم گشت
  5. غزل شمارهٔ ۱۸۳۴ره سخن به رخش خط عنبرافشان یافت
  6. غزل شمارهٔ ۱۸۳۵ز زخم تیغ زبان هوش من بلندی یافت
  7. غزل شمارهٔ ۱۸۳۶نظر بپوش ز خود تا نظر توانی یافت
  8. غزل شمارهٔ ۱۸۳۷ز دیده رفت و قرار از دل شکیبا رفت
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.