پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۸۱۹

ز بس که طاعت خلق جهان خدایی نیست

قضا کنند نمازی که آن ریایی نیست!

شود شکستگی ماه از آفتاب درست

شکسته بندی دل، کار مومیایی نیست

مشو ز ساده دلی از گزند نفس ایمن

که شیوه سگ دیوانه آشنایی نیست

قفس فضای گلستان بود بر آن بلبل

که در خیال وی اندیشه رهایی نیست

اگر بود به توکل ارادت تو درست

کلید رزق به غیر از شکسته پایی نیست

ز مرگ همنفسان همچو بید می لرزم

که برگهای خزان را ز هم جدایی نیست

زبان گوهر شهوار، آب و رنگ بس است

طریق مردم سنجیده خودستایی نیست

سخاوت غرض آلود کوته اندیشان

به چشم اهل بصیرت کم از گدایی نیست

به باددستی من می برد خزان غیرت

ز برگ، حاصل من غیر بینوایی نیست

به وادیی که مرا صدق رهنما شده است

سراب تشنه فریب از غلط نمایی نیست

مشو زیاده ازین خرج مردمان صائب

که پاس وقت کم از پاس آشنایی نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۸۲۱ز دام سوختگان عشق را رهایی نیست
  2. غزل شمارهٔ ۱۸۲۲وفا طمع ز گل بیوفا نباید داشت
  3. غزل شمارهٔ ۱۸۲۳ملامت از دل بیباک من فغان برداشت
  4. غزل شمارهٔ ۱۸۲۴ز ناله گر دل بی برگ ما نوا می داشت
  5. غزل شمارهٔ ۱۸۲۵به این نشاط که دل سر به تیغ یار گذاشت
  6. غزل شمارهٔ ۱۸۲۶عنان دل ز من آن دلربا گرفت و گذاشت
  7. غزل شمارهٔ ۱۸۲۷مرا که داغ و کبابم چه دوزخ و چه بهشت
  8. غزل شمارهٔ ۱۸۲۸هزار حیف که دوران خط یار گذشت
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.