پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۸۰۷

فضای چرخ مقام نفس کشیدن نیست

مسوز شمع در آن خانه ای که روزن نیست

ز فکر عالم بالا سیه دل آسوده است

ملال پای گرانخواب را ز دامن نیست

ز سیر دایمی چرخ می شود معلوم

که در بساط زمین جای آرمیدن نیست

چو طفل مهد مکن دل به مهره بازی خوش

که هیچ سبحه ترا چون نفس شمردن نیست

کنند اگر چو خم باده خشت بالینم

مرا ز کوی خرابات پای رفتن نیست

چه خون که در جگرم می کند پشیمانی

شراب خوردن من کم ز شیشه خوردن نیست

فغان که حلقه جمعیتی ندارند چرخ

که همچو خانه زنجیر پر ز شیون نیست

ز تنگ چشمی سوزن چه تابها که نخورد

هنوز رشته امید را گسستن نیست

به نقل، شور مکن آن دهان شیرین را

که باده را مزه ای به ز لب گزیدن نیست

بپوش چشم ز نشو و نمای دل صائب

که تخم سوخته را بهره از دمیدن نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۸۰۹زمین چو ریگ روان است بر جناح سفر
  2. غزل شمارهٔ ۱۸۱۰چه خستگی است که در چشم ناتوان تو نیست؟
  3. غزل شمارهٔ ۱۸۱۱به آسمان نرسد هر که خاک پای تو نیست
  4. غزل شمارهٔ ۱۸۱۲به غیر خشم که در خوردنش وبالی نیست
  5. غزل شمارهٔ ۱۸۱۳شب فراق ز روز حساب خالی نیست
  6. غزل شمارهٔ ۱۸۱۴نسیم صبحدم از بوی یار خالی نیست
  7. غزل شمارهٔ ۱۸۱۵مبند دل به حیاتی که جاودانی نیست
  8. غزل شمارهٔ ۱۸۱۶میِ دوساله نشاطش کم از جوانی نیست
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.