پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۸۰۶

به می طرف شدن آیین هوشیاران نیست

به قلب شعله زدن کار نی سواران نیست

به روز ابر، زر مطربان به باده دهید

که هیچ نغمه تر چون صدای باران نیست

عجب که آتش دوزخ به خویشتن گیرد

دلی که سوخته آتشین عذاران نیست

به بیقراری دل وا شده است دیده ما

سپند در نظر ما ز بیقراران نیست

چو گردباد نگردم به گرد خود، چه کنم؟

درین زمانه که گردی ز خاکساران نیست

سخن به بال هوادار اوج می گیرد

وگرنه ناله قمری کم از هزاران نیست

همیشه ابرتری هست در نظر صائب

خرابه دل ما بی هوای باران نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۸۰۸اگر نمی تپدم دل، ز آرمیدن نیست
  2. غزل شمارهٔ ۱۸۰۹زمین چو ریگ روان است بر جناح سفر
  3. غزل شمارهٔ ۱۸۱۰چه خستگی است که در چشم ناتوان تو نیست؟
  4. غزل شمارهٔ ۱۸۱۱به آسمان نرسد هر که خاک پای تو نیست
  5. غزل شمارهٔ ۱۸۱۲به غیر خشم که در خوردنش وبالی نیست
  6. غزل شمارهٔ ۱۸۱۳شب فراق ز روز حساب خالی نیست
  7. غزل شمارهٔ ۱۸۱۴نسیم صبحدم از بوی یار خالی نیست
  8. غزل شمارهٔ ۱۸۱۵مبند دل به حیاتی که جاودانی نیست
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.