پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۸۰۱

اگر چه کعبه مقصد نصیب هر دل نیست

ز پا فتادن این راه، کم ز منزل نیست

بهار را به خزان پرده دار می گردند

شکسته رنگی عشاق از ته دل نیست

به مغز بیش رسد فیض گل چو دسته شود

ورگر نه زور جنون عاجز سلاسل نیست

مکش عنان به سخن از طلب که همچو قلم

سخن به راه کند رهروی که کاهل نیست

گذشتن از لب میگون یار دشوارست

وگرنه از می گلرنگ توبه مشکل نیست

بس است حلقه ماتم ز حلقه فتراک

مرا که نخل به جز دست و تیغ قاتل نیست

دل تو لنگر تسلیم را ز کف داده است

وگرنه موج خطر هیچ کم ز ساحل نیست

نکرد گریه ما در دل فلک تأثیر

گناه تخم چه باشد، زمین چو قابل نیست؟

به هر چه می کند آتش، سپند من راضی است

مرا امید شفاعت ز اهل محفل نیست

ز جام چشم غزالان خمار می شکنیم

دل رمیده ما در کمین محمل نیست

چه شد که بر فلک ناز می کند جولان؟

ز حال پرتو خود آفتاب غافل نیست

حجاب نیست ز هم حسن و عشق را صائب

میان ذره و خورشید چرخ حایل نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۸۰۳کرم در آب و گل چرخ تنگ میدان نیست
  2. غزل شمارهٔ ۱۸۰۴کدام شب نی کلک من آتش افشان نیست؟
  3. غزل شمارهٔ ۱۸۰۵سزای خواب بود دیده ای که گریان نیست
  4. غزل شمارهٔ ۱۸۰۶به می طرف شدن آیین هوشیاران نیست
  5. غزل شمارهٔ ۱۸۰۷فضای چرخ مقام نفس کشیدن نیست
  6. غزل شمارهٔ ۱۸۰۸اگر نمی تپدم دل، ز آرمیدن نیست
  7. غزل شمارهٔ ۱۸۰۹زمین چو ریگ روان است بر جناح سفر
  8. غزل شمارهٔ ۱۸۱۰چه خستگی است که در چشم ناتوان تو نیست؟
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.