پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۸۰۰

ز چاک سینه خود هر که قبله گاهش نیست

به هیچ وجه به درگاه قرب راهش نیست

ز آه سرد بود بادبان کشتی دل

به هیچ جا نرسد هر دلی که آهش نیست

غرض ز وسعت میدان لامکان، شان است

وگرنه غیر دل تنگ جلوه گاهش نیست

حضور خاطر دیوانه مشربان وحشی است

من و سراسر دشتی که یک گیاهش نیست

ز انفعال رسیدم به این بارگاه قبول

خوش آن گنه که به جز شرم عذر خواهش نیست

حنای عقده گشایی به ناخنی بسته است

که غیر سینه مجروح دستگاهش نیست

به روی بستر گل خواب می کند مرغی

که شب به غیر پر و بال خود پناهش نیست

منم که خانه به دوش توکلم ورنه

کدام قطره که در بحر، خانه خواهش نیست؟

اگر چه گل دگری می زند به دستارش

چه فتنه هاست که در نرگس سیاهش نیست

ز هر دلی که سفر می کند غبار ملال

به غیر سینه صائب قرارگاهش نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۸۰۲ز تنگدستی شکر، نی مرا غم نیست
  2. غزل شمارهٔ ۱۸۰۳کرم در آب و گل چرخ تنگ میدان نیست
  3. غزل شمارهٔ ۱۸۰۴کدام شب نی کلک من آتش افشان نیست؟
  4. غزل شمارهٔ ۱۸۰۵سزای خواب بود دیده ای که گریان نیست
  5. غزل شمارهٔ ۱۸۰۶به می طرف شدن آیین هوشیاران نیست
  6. غزل شمارهٔ ۱۸۰۷فضای چرخ مقام نفس کشیدن نیست
  7. غزل شمارهٔ ۱۸۰۸اگر نمی تپدم دل، ز آرمیدن نیست
  8. غزل شمارهٔ ۱۸۰۹زمین چو ریگ روان است بر جناح سفر
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.