پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۷۳۳

فلک دو تا ز گرانباری گناه من است

سیاهی دل شب از دل سیاه من است

ازان دلیر درین بحر می کنم جولان

که چون حباب سر من همان کلاه من است

همیشه گرد سر شمع می توانم گشت

غبار خاطر پروانه سد راه من است

تو سعی کن نشوی در حرم بیابان مرگ

وگرنه هر کمر مور شاهراه من است

چگونه مهر خموشی به لب زنم صائب؟

که تازیانه ارباب شوق، آه من است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۷۳۵کجا ز دایره عشق، حسن بیرون است؟
  2. غزل شمارهٔ ۱۷۳۶حذر کنید ز چشمی که آسمان گون است
  3. غزل شمارهٔ ۱۷۳۷ثبات دولت خوبی ز کوه تمکین است
  4. غزل شمارهٔ ۱۷۳۸رکاب عزم تو در دست خواب سنگین است
  5. غزل شمارهٔ ۱۷۳۹گلی که طرح دهد رخ به نوبهار این است
  6. غزل شمارهٔ ۱۷۴۰خوشا دلی که نمکسود از ملاحت اوست
  7. غزل شمارهٔ ۱۷۴۱ز درد، عشق مرا بی نیاز ساخته است
  8. غزل شمارهٔ ۱۷۴۲هنوز خط ز لب یار برنخاسته است
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.