پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۷۴۲

هنوز خط ز لب یار برنخاسته است

غبار فتنه ازین رهگذر نخاسته است

ز بخت تیره من از آفتاب نومیدم

وگرنه صبح ز من پیشتر نخاسته است

مکن به دل سیهان پند خویش را ضایع

که خون مرده به صد نیشتر نخاسته است

نچیده است گل از روی دولت بیدار

ز خواب هر که به روی تو برنخاسته است

ز لرزش دل عشاق کی خبر داری؟

که آه سرد ترا از جگر نخاسته است

ز تندباد حوادث نمی روم از جای

فتاده ای چو من از خاک برنخاسته است

ز محفلی که مرا جستن است در خاطر

سپند از آتش سوزنده برنخاسته است

مکن به سنگدلان صرف آبرو صائب

که هیچ ابر ز آب گهر نخاسته است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۷۴۴گشاد دل به سخنهای آشنا بسته است
  2. غزل شمارهٔ ۱۷۴۵به هیچ و پوچ مرا عمر چون شرر بسته است
  3. غزل شمارهٔ ۱۷۴۶نمک به دیده ام از غیرت حنا خفته است
  4. غزل شمارهٔ ۱۷۴۷به هر دل آتشی از روی دلبر افتاده است
  5. غزل شمارهٔ ۱۷۴۸ز بس به کشتن من تیغ مایل افتاده است
  6. غزل شمارهٔ ۱۷۴۹به نامرادی ما عشق مایل افتاده است
  7. غزل شمارهٔ ۱۷۵۰نه چهره اش عرق از گرمی هوا کرده است
  8. غزل شمارهٔ ۱۷۵۱نه خط ز خال لب یار سر برآورده است
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.