پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۷۴۱

ز درد، عشق مرا بی نیاز ساخته است

ز جستجوی دوا بی نیاز ساخته است

ادا چگونه کنم شکر درد بی درمان؟

که از طبیب مرا بی نیاز ساخته است

کمند جاذبه بحر، همچو سیل بهار

مرا ز راهنما بی نیاز ساخته است

نظر به ملک سلیمان سیه نمی سازد

قناعتی که مرا بی نیاز ساخته است

خوشم به بی سر و پایی، که خانه بر دوشی

مرا ز هر دو سرا بی نیاز ساخته است

رسانده است مرا بیخودی به مأوایی

که از مقام رضا بی نیاز ساخته است

کباب حسن گلوسوز تشنگی گردم!

کز آب خضر، مرا بی نیاز ساخته است

تپیدن دل بیتاب در طریق طلب

مرا ز منت پا بی نیاز ساخته است

هوای باطل دنیا عجب فسونسازی است

که خلق را ز خدا بی نیاز ساخته است

جمال کعبه مقصود، از کمال ظهور

مرا ز قبله نما بی نیاز ساخته است

نیازمندی ما کی به خاطرت گذرد؟

چنین که ناز ترا بی نیاز ساخته است

نیازمند تو کرده است ما فقیران را

ترا کسی که ز ما بی نیاز ساخته است

منم که ناز به معشوق می کنم صائب

وگرنه عشق که را بی نیاز ساخته است؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۷۴۳مرا به سیل سبکسیر رشک می آید
  2. غزل شمارهٔ ۱۷۴۴گشاد دل به سخنهای آشنا بسته است
  3. غزل شمارهٔ ۱۷۴۵به هیچ و پوچ مرا عمر چون شرر بسته است
  4. غزل شمارهٔ ۱۷۴۶نمک به دیده ام از غیرت حنا خفته است
  5. غزل شمارهٔ ۱۷۴۷به هر دل آتشی از روی دلبر افتاده است
  6. غزل شمارهٔ ۱۷۴۸ز بس به کشتن من تیغ مایل افتاده است
  7. غزل شمارهٔ ۱۷۴۹به نامرادی ما عشق مایل افتاده است
  8. غزل شمارهٔ ۱۷۵۰نه چهره اش عرق از گرمی هوا کرده است
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.