پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۷۴۰

خوشا دلی که نمکسود از ملاحت اوست

کباب آتش بی زینهار طلعت اوست

به سر دهند عزیزان گلستانش جای

چو سایه هر که گرفتار نخل قامت اوست

سری کز افسر خورشید می ستاند باج

همان سرشت که در وی هوای خدمت اوست

دهان شیر بود امن تر ز ناف غزال

مرا که جوشن داودی از حمایت اوست

چه نسبت است به صبح آن بیاض گردن را؟

که فرد باطلی از دفتر صباحت اوست

کسی است عاشق صادق چو صبح در آفاق

که صرف آه کند یک دو دم که قسمت اوست

اگر ترا نظر موشکاف، احول نیست

نظام عالم کثرت دلیل وحدت اوست

زمین سوخته را ابر می کند سرسبز

امید نامه صائب به ابر رحمت اوست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۷۴۲هنوز خط ز لب یار برنخاسته است
  2. غزل شمارهٔ ۱۷۴۳مرا به سیل سبکسیر رشک می آید
  3. غزل شمارهٔ ۱۷۴۴گشاد دل به سخنهای آشنا بسته است
  4. غزل شمارهٔ ۱۷۴۵به هیچ و پوچ مرا عمر چون شرر بسته است
  5. غزل شمارهٔ ۱۷۴۶نمک به دیده ام از غیرت حنا خفته است
  6. غزل شمارهٔ ۱۷۴۷به هر دل آتشی از روی دلبر افتاده است
  7. غزل شمارهٔ ۱۷۴۸ز بس به کشتن من تیغ مایل افتاده است
  8. غزل شمارهٔ ۱۷۴۹به نامرادی ما عشق مایل افتاده است
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.