پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۷۳۲

اگر چه بالش خورشید تکیه گاه من است

شکستگی گلی از گوشه کلاه من است

عجب نباشد اگر شعر من بود یکدست

که عمرهاست کف دست تکیه گاه من است

ز شعرهای ترم گرم این چنین مگذر

که آب خضر نهان در شب سیاه من است

مباش منکر آب روان گفتارم

که سرو مصرع برجسته یک گواه من است

به چشم کم منگر در دوات تیره دلم

که چله خانه یوسف درون چاه من است

گذشته فکر من از لامکان به صد فرسنگ

بلند همتی من دلیل راه من است

غزال معنی من رتبه دگر دارد

برون ز دایره چرخ صیدگاه من است

ز نور جبهه خورشید می توان دانست

که خانه زاد دوات درون سیاه من است

چرا بلند نگردد حدیث من صائب؟

که آستانه توفیق بوسه گاه من است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۷۳۴منم که معنی بیگانه آشنای من است
  2. غزل شمارهٔ ۱۷۳۵کجا ز دایره عشق، حسن بیرون است؟
  3. غزل شمارهٔ ۱۷۳۶حذر کنید ز چشمی که آسمان گون است
  4. غزل شمارهٔ ۱۷۳۷ثبات دولت خوبی ز کوه تمکین است
  5. غزل شمارهٔ ۱۷۳۸رکاب عزم تو در دست خواب سنگین است
  6. غزل شمارهٔ ۱۷۳۹گلی که طرح دهد رخ به نوبهار این است
  7. غزل شمارهٔ ۱۷۴۰خوشا دلی که نمکسود از ملاحت اوست
  8. غزل شمارهٔ ۱۷۴۱ز درد، عشق مرا بی نیاز ساخته است
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.