پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۷۱۶

قماش چهره یار از بهار معلوم است

که روی کار، هم از پشت کار معلوم است

ز جسم خاکی ما شور عشق بتوان دید

نفس کشیدن بحر از کنار معلوم است

ز نبض موج توان یافت حال دریا را

غم من از مژه اشکبار معلوم است

ز تیغ وعده خلافی به خون نشاندن من

ز خاک رهگذر انتظار معلوم است

ز سایه پر و بال هما که در گذرست

زوال دولت ناپایدار معلوم است

اگر چه گریه فرو می خورد، ز روی صدف

طراوت گهر آبدار معلوم است

ز سایه تو سر من به آفتاب رسید

وگرنه قدر من خاکسار معلوم است

ز سادگی است درین خاکدان اقامت ما

وگرنه حاصل این شوره زار معلوم است

ز روزگار جوانی تمتعی بردار

سبک رکابی باد بهار معلوم است

برو طبیب، که جان دادن من از غم دوست

ز رنگ باختن غمگسار معلوم است

ز آه و ناله توان یافت سوز هر دل را

عیار شعله زدود و شرار معلوم است

برون میار دل روشن از بغل صائب

رواج آینه در زنگبار معلوم است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۷۱۸زمین ز جلوه قربانیان گلستان است
  2. غزل شمارهٔ ۱۷۱۹ز داغ، سینه پر تیر من گلستان است
  3. غزل شمارهٔ ۱۷۲۰عنان نفس کشیدن جهاد مردان است
  4. غزل شمارهٔ ۱۷۲۱به غیر دل همه عالم سراب حرمان است
  5. غزل شمارهٔ ۱۷۲۲خزان بیجگران نوبهار مردان است
  6. غزل شمارهٔ ۱۷۲۳بلند نام نگردد کسی که در وطن است
  7. غزل شمارهٔ ۱۷۲۴سیاهِ روی عقیق از جدایی یمن است
  8. غزل شمارهٔ ۱۷۲۵به فکر چاره فتادن جگر گداختن است
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.