پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۷۲۰

عنان نفس کشیدن جهاد مردان است

نفس شمرده زدن ذکر اهل عرفان است

زمانه بوته خار از درشتخویی توست

اگر شوی تو ملایم جهان گلستان است

نهاد سخت تو سوهان به خود نمی گیرد

وگرنه پست و بلند زمانه سوهان است

به جان مضایقه با لعل دلستان مکنید

که ماه مصر به این سیم قلب ارزان است

مشو چو بدگهران غافل از سفیده صبح

که زیر این کیف بی مغز بحر پنهان است

بلاست نفس، عنان چون ز دست عقل گرفت

عصا چو از کف موسی فتاد ثعبان است

ز جان سوخته چشم یقین شود روشن

ترا خیال که این سرمه در صفاهان است

گذشت عمر و نکردی کلام خود را نرم

ترا چه حاصل ازین آسیای دندان است؟

ازان ز سایه اهل کرم گریزانم

که رد خلق شدن در قبول احسان است

رهین منت نه آسیا چرا باشم؟

مرا که از لب افسوس خود لب نان است

زمین ز پرورش ما فراغتی دارد

سفال تشنه جگر را چه فکر ریحان است؟

ز داغ کعبه سیاهی چرا نمی افتد؟

اگر نه سوخته عشق لاله رویان است

اگر خورم جگر خویش از پریشانی

همان ز چشم حسودان مرا نمکدان است

نواشناس درین روزگار نایاب است

وگرنه خامه صائب هزار دستان است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۷۲۲خزان بیجگران نوبهار مردان است
  2. غزل شمارهٔ ۱۷۲۳بلند نام نگردد کسی که در وطن است
  3. غزل شمارهٔ ۱۷۲۴سیاهِ روی عقیق از جدایی یمن است
  4. غزل شمارهٔ ۱۷۲۵به فکر چاره فتادن جگر گداختن است
  5. غزل شمارهٔ ۱۷۲۶صفای حسن تو از خط به جای خویشتن است
  6. غزل شمارهٔ ۱۷۲۷چراغ خلوت جان روشنایی سخن است
  7. غزل شمارهٔ ۱۷۲۸حریم میکده پر جوش از خروش من است
  8. غزل شمارهٔ ۱۷۲۹بهشت یک ورق از لاله زار دماغ من است
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.