پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۷۲۵

به فکر چاره فتادن جگر گداختن است

علاج درد چو مردان به درد ساختن است

مدان ز عشق جگرسوز حسن را غافل

که شمع بیش ز پروانه در گداختن است

توان به خانه خرابی ز گنج شد معمور

ترا مدار چو طفلان به خانه ساختن است

تو از رعونت خود می کشی ز خلق آزار

هدف نشانه ناوک ز قد فراختن است

ز زخم نیست مرا طالعی چو صید حرم

وگرنه شیوه خورشید تیغ آختن است

سخن ز دست نوازش زند به دل ناخن

که ساز باعث خوشوقتی از نواختن است

صفای آینه دل درین جهان، موقوف

به نقش نیک و بد و خوب و زشت ساختن است

به آه گرم دل سخن نرم گرداندن

ز سنگ خاره به تدبیر شیشه ساختن است

فغان که نرم شد جان سخت ما صائب

به بوته ای که در او سنگ در گداختن است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۷۲۷چراغ خلوت جان روشنایی سخن است
  2. غزل شمارهٔ ۱۷۲۸حریم میکده پر جوش از خروش من است
  3. غزل شمارهٔ ۱۷۲۹بهشت یک ورق از لاله زار دماغ من است
  4. غزل شمارهٔ ۱۷۳۰زبان شکوه من چشم خونفشان من است
  5. غزل شمارهٔ ۱۷۳۱شراب کهنه که روشنگر روان من است
  6. غزل شمارهٔ ۱۷۳۲اگر چه بالش خورشید تکیه گاه من است
  7. غزل شمارهٔ ۱۷۳۳فلک دو تا ز گرانباری گناه من است
  8. غزل شمارهٔ ۱۷۳۴منم که معنی بیگانه آشنای من است
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.