پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۷۳۰

زبان شکوه من چشم خونفشان من است

چو طفل بسته زبان گریه ترجمان من است

مرا به حرف کجا روز حشر بگذارد؟

ز شرم حسن تو بندی که بر زبان من است

به داستان سر زلف کوتهی مرساد!

که تا به کعبه مقصود نردبان من است

ز من بود سخن راست هر که می گوید

خدنگ راست رو از خانه کمان من است

حذر نمی کنم از تیغ زهرداده سرو

که طوق عشق چو قمری خط امان من است

به بال سایه پریدن ز کوته اندیشی است

وگرنه بال هما فرش آستان من است

هما ز سایه من غوطه می خورد در نیش

ز بس که نیش ملامت در استخوان من است

به اوج عرش سخن را رسانده ام صائب

بلند نام شود هر که در زمان من است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۷۳۲اگر چه بالش خورشید تکیه گاه من است
  2. غزل شمارهٔ ۱۷۳۳فلک دو تا ز گرانباری گناه من است
  3. غزل شمارهٔ ۱۷۳۴منم که معنی بیگانه آشنای من است
  4. غزل شمارهٔ ۱۷۳۵کجا ز دایره عشق، حسن بیرون است؟
  5. غزل شمارهٔ ۱۷۳۶حذر کنید ز چشمی که آسمان گون است
  6. غزل شمارهٔ ۱۷۳۷ثبات دولت خوبی ز کوه تمکین است
  7. غزل شمارهٔ ۱۷۳۸رکاب عزم تو در دست خواب سنگین است
  8. غزل شمارهٔ ۱۷۳۹گلی که طرح دهد رخ به نوبهار این است
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.