پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۷۲۲

خزان بیجگران نوبهار مردان است

به تیغ غوطه زدن سبزه زار مردان است

جهان پر شر و شورست بحر مواجی

که لنگرش قدم پایدار مردان است

ز فوت کام جهان بر جگر بنه دندان

که پشت دست گزیدن نه کار مردان است

به سیلیی که زند روزگار، خندان باش

که سکه زر کامل عیار مردان است

ربودن از دهن تیغ بوسه سیراب

شعار بیجگران نیست، کار مردان است

به شمع عاریتی نیست خاکشان محتاج

ز سوز سینه چراغ مزار مردان است

اگر چه قاف به خود چیده است تمکینی

سبک چو کاه ز کوه وقار مردان است

ستاره ای که نلرزد به خود ز بیم زوال

چراغ دیده شب زنده دار مردان است

ز زخم تیغ حوادث چو بیدلان مگریز

که دل دو نیم چو شد ذوالفقار مردان است

در آن مقام که باید گزید دشمن را

زبان خویش گزیدن شعار مردان است

ز صید مردم اگر ناقصان نشاط کنند

شکار خلق نگشتن شکار مردان است

طلا شده است مس هر که در جهان صائب

ز پرتو نظر خوش عیار مردان است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۷۲۴سیاهِ روی عقیق از جدایی یمن است
  2. غزل شمارهٔ ۱۷۲۵به فکر چاره فتادن جگر گداختن است
  3. غزل شمارهٔ ۱۷۲۶صفای حسن تو از خط به جای خویشتن است
  4. غزل شمارهٔ ۱۷۲۷چراغ خلوت جان روشنایی سخن است
  5. غزل شمارهٔ ۱۷۲۸حریم میکده پر جوش از خروش من است
  6. غزل شمارهٔ ۱۷۲۹بهشت یک ورق از لاله زار دماغ من است
  7. غزل شمارهٔ ۱۷۳۰زبان شکوه من چشم خونفشان من است
  8. غزل شمارهٔ ۱۷۳۱شراب کهنه که روشنگر روان من است
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.