پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۷۱۷

ز رنگ آل، ظهور جلال معلوم است

جلال حسن ز روی جمال معلوم است

صفای روح عیان گردد از تن خاکی

قماش آب زلال از سفال معلوم است

گرفت هر که کم خود، رسد به اوج کمال

تمام گشتن ماه از هلال معلوم است

لب گشاده، به حرص است حجت ناطق

غنای فقر ز ترک سؤال معلوم است

ز سایه پر و بال هما که در گذرست

شتاب دولت عاشق زوال معلوم است

به کنه نامه توان راه بردن از عنوان

که حال سال ز تحویل سال معلوم است

توان به ریشه اصل از سواد پی بردن

ز سایه سرکشی آن نهال معلوم است

حلال، صرف محال است در حرام شود

ز خرج، دخل حرام و حلال معلوم است

میان تازه خیالان، چو زلف از رخسار

خیال صائب نازک خیال معلوم است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۷۱۹ز داغ، سینه پر تیر من گلستان است
  2. غزل شمارهٔ ۱۷۲۰عنان نفس کشیدن جهاد مردان است
  3. غزل شمارهٔ ۱۷۲۱به غیر دل همه عالم سراب حرمان است
  4. غزل شمارهٔ ۱۷۲۲خزان بیجگران نوبهار مردان است
  5. غزل شمارهٔ ۱۷۲۳بلند نام نگردد کسی که در وطن است
  6. غزل شمارهٔ ۱۷۲۴سیاهِ روی عقیق از جدایی یمن است
  7. غزل شمارهٔ ۱۷۲۵به فکر چاره فتادن جگر گداختن است
  8. غزل شمارهٔ ۱۷۲۶صفای حسن تو از خط به جای خویشتن است
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.