پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۷۱۵

سحاب گرد کدورت شراب صبحدم است

نشاط روی زمین در رکاب صبحدم است

صفای چهره شبنم، گل سحرخیزی است

نقاب دولت بیدار، خواب صبحدم است

دمی که تیره نباشد، دم مسیحایی است

شبی که خوش گذرد در حساب صبحدم است

ز تیغ او جگر زخم تازه می گردد

که صیقل دل مخمور، آب صبحدم است

جهان ز پرتو خورشید غوطه زد در تیغ

هنوز شبنم ما مست خواب صبحدم است

مباد صرف کنی اشک و آه را بی وقت

که این متاع گرانمایه، باب صبحدم است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۷۱۷ز رنگ آل، ظهور جلال معلوم است
  2. غزل شمارهٔ ۱۷۱۸زمین ز جلوه قربانیان گلستان است
  3. غزل شمارهٔ ۱۷۱۹ز داغ، سینه پر تیر من گلستان است
  4. غزل شمارهٔ ۱۷۲۰عنان نفس کشیدن جهاد مردان است
  5. غزل شمارهٔ ۱۷۲۱به غیر دل همه عالم سراب حرمان است
  6. غزل شمارهٔ ۱۷۲۲خزان بیجگران نوبهار مردان است
  7. غزل شمارهٔ ۱۷۲۳بلند نام نگردد کسی که در وطن است
  8. غزل شمارهٔ ۱۷۲۴سیاهِ روی عقیق از جدایی یمن است
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.