پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۳۰۹

روی هفتاد و دو ملت جز در آن درگاه نیست

عالمی سرگشته اند و هیچ کس گمراه نیست

عقل را از بارگاه عشق بیرون کرده اند

هر فضولی محرم خلوت سرای شاه نیست

کرده ام قطع نظر از گرم و سرد روزگار

گل به چشم روزنم از آفتاب و ماه نیست

در مکافات سپهر سفله عاجز نیستیم

دست ما کوتاه اگر باشد، زبان کوتاه نیست

ما به آب گوهر خود، خانه روشن می کنیم

آفتاب و ماه را در خلوت ما راه نیست

هر که شد دیوانه اینجا در حساب مردم است

در دیار ما قلم بر مردم آگاه نیست

ساده لوحی راهزن را می شمارد خضر راه

پیش چشم دوربینی یک قدم بی چاه نیست

موج ممکن نیست بی دریا شود صورت پذیر

هاله آغوش گردون همتان بی ماه نیست

نیست پروای قیامت آن خدا ناترس را

ورنه از دامان محشر دست ما کوتاه نیست

عزلت ما اختیاری نیست صائب در وطن

پرده پوشی یوسف ما را به غیر از چاه نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۳۱۱طاعت ظاهر طریق مردم آزاده نیست
  2. غزل شمارهٔ ۱۳۱۲از هلاک ما سیه بختان کسی آزرده نیست
  3. غزل شمارهٔ ۱۳۱۳در ریاض آفرینش خاطر آسوده نیست
  4. غزل شمارهٔ ۱۳۱۴پیچ و تاب آن کمر با موی آتش دیده نیست
  5. غزل شمارهٔ ۱۳۱۵ماه در گردون نوردی چون دل آواره نیست
  6. غزل شمارهٔ ۱۳۱۶حسن بالادست را از شوخ چشمان چاره نیست
  7. غزل شمارهٔ ۱۳۱۷غیر حسرت رزق من زان حسن بی اندازه نیست
  8. غزل شمارهٔ ۱۳۱۸سرو را چون لاله و گل احتیاج غازه نیست
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.