پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۳۱۸

سرو را چون لاله و گل احتیاج غازه نیست

زینت آزادمردان غیر روی تازه نیست

جلوه برق است رنگ اعتبارات جهان

یک نفس گل بیش بر دستار مردم تازه نیست

هر کسی از محرمان خاص داند خویش را

التفات عام آن پرکار را اندازه نیست

بی تردد، چون گذشتی از خودی در منزلی

قطع این وادی به پای ناقه و جمازه نیست

می برآرد ز پریشانی دل آشفته را

به ز خط جام این اوراق را شیرازه نیست

می توان بردن به مقصد راه از سنگ نشان

مطلب عنقا ز کوه قاف جز آوازه نیست

نشنوی تا حرف پوچ، از پوچ گفتن لب ببند

باعثی خمیازه را بالاتر از خمیازه نیست

گفته ای صائب ز دیرین محرمان بزم ماست

ظرف ما را طاقت این لطف بی اندازه نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۳۲۰در دل پر خون غبار لشکر اندیشه نیست
  2. غزل شمارهٔ ۱۳۲۱سرو مینا را تذروی بهتر از پیمانه نیست
  3. غزل شمارهٔ ۱۳۲۲غفلت تر دامنان را حاجت پیمانه نیست
  4. غزل شمارهٔ ۱۳۲۳عشق را دارالامانی چون دل دیوانه نیست
  5. غزل شمارهٔ ۱۳۲۴زان لب شیرین که در هر گوشه صد فرهاد داشت
  6. غزل شمارهٔ ۱۳۲۵بی تو امشب هر سر مویم جدا فریاد داشت
  7. غزل شمارهٔ ۱۳۲۶شورش سودای ما افلاک را معمور داشت
  8. غزل شمارهٔ ۱۳۲۷تا مرا عشق بلند اقبال در زنجیر داشت
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.