پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۳۲۶

شورش سودای ما افلاک را معمور داشت

پر نمک بود این نمکدان تا سر ما شور داشت

در شکست من ندارد چرخ سنگین دل گناه

در بغل مینای من سنگ از می پر زور داشت

بار منت بر دل نازک گرانی می کند

زخم خود را گل ز بوی خویشتن ناسور داشت

برنیاید از لبم در فقر، آواز سؤال

کاسه چوبینم شکوه افسر فغفور داشت

می تواند داشت طوفان را مقید در تنور

سینه هر کس که راز عشق را مستور داشت

خال دیگر بر جمال پادشاهی می فزود

گر سلیمان گوشه چشمی به حال مور داشت

نیست جای لاف و دعوی راه باریک ادب

عشق چوب دار ازان پیش ره منصور داشت

از فلک هرگز غباری بر دل صافم نبود

زنگ، طوطی بود تا آیینه من نور داشت

دور گردی لذتی دارد که دل در بزم وصل

با کمال قرب، حسرت بر نگاه دور داشت

هیچ کس می باید از صائب نباشد پیشتر

خدمت دیرینه را خواهی اگر منظور داشت

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۳۲۸لنگر تن روح را نتواند از پرواز داشت
  2. غزل شمارهٔ ۱۳۲۹کی حذر از خون خلق آن غمزه خونریز داشت؟
  3. غزل شمارهٔ ۱۳۳۰یاد ایامی که دریای مروت جوش داشت
  4. غزل شمارهٔ ۱۳۳۱از پر سیمرغ اگر دست حمایت زال داشت
  5. غزل شمارهٔ ۱۳۳۲تا دل از یاد تو می در ساغر اندیشه داشت
  6. غزل شمارهٔ ۱۳۳۳شب که مجلس روشنی از طلعت جانانه داشت
  7. غزل شمارهٔ ۱۳۳۴آن لب نو خط غباری از دل ما برنداشت
  8. غزل شمارهٔ ۱۳۳۵پاس یک بیدار دل گردون بد گوهر نداشت
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.