پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۳۲۸

لنگر تن روح را نتواند از پرواز داشت

موج دریا دیده را نتوان به ساحل بازداشت

ساقی ما در مروت هیچ خودداری نکرد

نشأه انجام را در ساغر آغاز داشت

در جهان آب و گل، ویرانه ای از من نماند

شغل خودسازی مرا از خانه سازی باز داشت

ساعد سیمین او را تا کلیم الله دید

نسخه افسوس شد دستی که در اعجاز داشت

من چه دارم در نظر تا جان به آسانی دهم؟

کبک، باغ دلگشا از سینه شهباز داشت

عندلیب مست ما روزی که فارغبال بود

هر طرف چندین کباب شعله آواز داشت

زنگ بر آیینه ام از قحط روشنگر نماند

منت صیقل مرا محروم از پرداز داشت

یاد ایامی که در دریای بی پایان عشق

کشتی ما بادبان از پرده های راز داشت

در غبار خط نهان چون دام زیر خاک شد

زلف مشکینی که در هر موی چندین ناز داشت

بیش ازین صائب نمی آید ز من اخفای عشق

شد مشبک پرده دل بس که پاس راز داشت

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۳۳۰یاد ایامی که دریای مروت جوش داشت
  2. غزل شمارهٔ ۱۳۳۱از پر سیمرغ اگر دست حمایت زال داشت
  3. غزل شمارهٔ ۱۳۳۲تا دل از یاد تو می در ساغر اندیشه داشت
  4. غزل شمارهٔ ۱۳۳۳شب که مجلس روشنی از طلعت جانانه داشت
  5. غزل شمارهٔ ۱۳۳۴آن لب نو خط غباری از دل ما برنداشت
  6. غزل شمارهٔ ۱۳۳۵پاس یک بیدار دل گردون بد گوهر نداشت
  7. غزل شمارهٔ ۱۳۳۶قامتت خم گشت و پشتت بار طاعت برنداشت
  8. غزل شمارهٔ ۱۳۳۷طفل بازیگوش ما زین خاکدان دل برنداشت
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.