پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۳۲۰

در دل پر خون غبار لشکر اندیشه نیست

گرد را دست تصرف بر درون شیشه نیست

کار چون گویاست، بیکارست اظهار کمال

کوهکن را ترجمانی چون زبان تیشه نیست

محنت دنیا نمی گردد به گرد بیخودان

هست سهم شیر حاضر، شیر اگر در بیشه نیست

می کند گرد یتیمی آب گوهر را زیاد

حسن بالا دست را از گرد خط اندیشه نیست

هر که خواهد گو برآرد گرد از بنیاد ما

این درخت خشک را دلبستگی با ریشه نیست

در دل ما ره ندارد عقل و تدبیرات او

عاشقان را جز پری در شیشه اندیشه نیست

به که صائب از خرابات فلک بیرون رویم

در خور این باده پر زور، اینجا شیشه نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۳۲۲غفلت تر دامنان را حاجت پیمانه نیست
  2. غزل شمارهٔ ۱۳۲۳عشق را دارالامانی چون دل دیوانه نیست
  3. غزل شمارهٔ ۱۳۲۴زان لب شیرین که در هر گوشه صد فرهاد داشت
  4. غزل شمارهٔ ۱۳۲۵بی تو امشب هر سر مویم جدا فریاد داشت
  5. غزل شمارهٔ ۱۳۲۶شورش سودای ما افلاک را معمور داشت
  6. غزل شمارهٔ ۱۳۲۷تا مرا عشق بلند اقبال در زنجیر داشت
  7. غزل شمارهٔ ۱۳۲۸لنگر تن روح را نتواند از پرواز داشت
  8. غزل شمارهٔ ۱۳۲۹کی حذر از خون خلق آن غمزه خونریز داشت؟
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.