پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۳۱۳

در ریاض آفرینش خاطر آسوده نیست

برگ عیش این چمن جز دست بر هم سوده نیست

خنده گل می دهد یادی ز آغوش وداع

در بهاران ناله مرغ چمن بیهوده نیست

گرچه می ریزم ز مژگان اشک گرم، اما چو شمع

در سراپای وجودم یک رگ نگشوده نیست

تیغ لنگردار، سیلاب گرانسنگ فناست

چشم ما را تاب آن مژگان خواب آلوده نیست

بوالهوس را آبرویی نیست در درگاه عشق

آستان سرکشان جای جبین سوده نیست

بی گناهی می رود در خون شبنم هر سحر

چهره خورشید بی موجب به خون اندوده نیست

خون به جای شیر می جوشد ز پستان صبح را

وقت طفلی خوش که در مهد زمین آسوده نیست

رحمت حق می کند خالی دل از عصیان ما

ابر این دریا به غیر از دامن آلوده نیست

غنچه تصویر می لرزد به رنگ و بوی خویش

در ریاض آفرینش یک دل آسوده نیست

می توان خواند از جبین، راز دل عشاق را

در کف اهل قیامت نامه نگشوده نیست

دست زن در دامن بی حاصلی صائب که نخل

تا ثمر دارد ز سنگ کودکان آسوده نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۳۱۵ماه در گردون نوردی چون دل آواره نیست
  2. غزل شمارهٔ ۱۳۱۶حسن بالادست را از شوخ چشمان چاره نیست
  3. غزل شمارهٔ ۱۳۱۷غیر حسرت رزق من زان حسن بی اندازه نیست
  4. غزل شمارهٔ ۱۳۱۸سرو را چون لاله و گل احتیاج غازه نیست
  5. غزل شمارهٔ ۱۳۱۹رزق من زان نرگس مستانه جز خمیازه نیست
  6. غزل شمارهٔ ۱۳۲۰در دل پر خون غبار لشکر اندیشه نیست
  7. غزل شمارهٔ ۱۳۲۱سرو مینا را تذروی بهتر از پیمانه نیست
  8. غزل شمارهٔ ۱۳۲۲غفلت تر دامنان را حاجت پیمانه نیست
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.