پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۳۱۲

از هلاک ما سیه بختان کسی آزرده نیست

مرده ما قابل ماتم چو خون مرده نیست

هر که خود را باخت اینجا می زند نقش مراد

پاکباز کوی عشق از نقش کم آزرده نیست

در وصال و هجر، داغ عشقبازان تازه است

در خزان و نوبهار این گلستان افسرده نیست

از تماشای خرامش چون نلغزد پای عقل؟

خاروخس را طاقت این سیل عالم برده نیست

صوفیان زنده دل از پوست بیرون رفته اند

در بساط پوست پوشان غیر خون مرده نیست

چون سکندر، خضر اینجا خاک می بوسد ز دور

چشمه آن لب چو آب زندگی لب خورده نیست

دل ازان توست اگر امروز اگر فردا کند

این قدر تدبیر حاجت در قمار برده نیست

این جواب آن غزل صائب که ادهم گفته است

گر منش دامن نگیرم خون من خود مرده نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۳۱۴پیچ و تاب آن کمر با موی آتش دیده نیست
  2. غزل شمارهٔ ۱۳۱۵ماه در گردون نوردی چون دل آواره نیست
  3. غزل شمارهٔ ۱۳۱۶حسن بالادست را از شوخ چشمان چاره نیست
  4. غزل شمارهٔ ۱۳۱۷غیر حسرت رزق من زان حسن بی اندازه نیست
  5. غزل شمارهٔ ۱۳۱۸سرو را چون لاله و گل احتیاج غازه نیست
  6. غزل شمارهٔ ۱۳۱۹رزق من زان نرگس مستانه جز خمیازه نیست
  7. غزل شمارهٔ ۱۳۲۰در دل پر خون غبار لشکر اندیشه نیست
  8. غزل شمارهٔ ۱۳۲۱سرو مینا را تذروی بهتر از پیمانه نیست
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.