پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۳۱۵

ماه در گردون نوردی چون دل آواره نیست

در بساط آسمان این کوکب سیاره نیست

از حجاب تن، دل رم کرده ما فارغ است

دامن ما چون شرر در زیر سنگ خاره نیست

کار بیدردان بود گل در گریبان ریختن

برگ عیش نامرادان جز دل صد پاره نیست

چشم شبنم تکمه پیراهن خورشید شد

حسن، شرم آلودگان را مانع نظاره نیست

هیزم تر، صندل تدبیر نفروشد به ما

جز سر تسلیم، اینجا دردسر را چاره نیست

تا بود دل تیره، تن با او مدارا می کند

سنگ چون آیینه شد، ایمن ز سنگ خاره نیست

پا منه بیرون ز زهد خشک، چون عارف نه ای

طفل را دارالامانی بهتر از گهواره نیست

از صفای وقت صائب در حجاب غفلت است

در خرابات مغان هر کس که دردی خواره نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۳۱۷غیر حسرت رزق من زان حسن بی اندازه نیست
  2. غزل شمارهٔ ۱۳۱۸سرو را چون لاله و گل احتیاج غازه نیست
  3. غزل شمارهٔ ۱۳۱۹رزق من زان نرگس مستانه جز خمیازه نیست
  4. غزل شمارهٔ ۱۳۲۰در دل پر خون غبار لشکر اندیشه نیست
  5. غزل شمارهٔ ۱۳۲۱سرو مینا را تذروی بهتر از پیمانه نیست
  6. غزل شمارهٔ ۱۳۲۲غفلت تر دامنان را حاجت پیمانه نیست
  7. غزل شمارهٔ ۱۳۲۳عشق را دارالامانی چون دل دیوانه نیست
  8. غزل شمارهٔ ۱۳۲۴زان لب شیرین که در هر گوشه صد فرهاد داشت
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.