پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۳۱۴

پیچ و تاب آن کمر با موی آتش دیده نیست

مصرع پیچیده زلف این قدر پیچیده نیست

یک دل آسوده نتوان یافت در این نه صدف

در محیط آفرینش گوهر سنجیده نیست

فارغند از دار و گیر آرزو آزادگان

سرو را بیمی ز خار از دامن برچیده نیست

سینه گرم از دلم آرام و طاقت برده است

دانه را آسودگی در تابه تفسیده نیست

می توان در شیر خالص، موی را بی پرده دید

سینه صافان را اگر عیبی بود پوشیده نیست

از تصنع معنی برجسته نازل می شود

هیچ عیبی شعر را چون لفظ بر هم چیده نیست

از دل شوریده، حرف عاقلان جستن خطاست

ربط را کاری به اوراق ز هم پاشیده نیست

تن به هر تشریف ناقص کی دهد نفس شریف؟

کعبه را صائب نظر بر جامه پوشیده نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۳۱۶حسن بالادست را از شوخ چشمان چاره نیست
  2. غزل شمارهٔ ۱۳۱۷غیر حسرت رزق من زان حسن بی اندازه نیست
  3. غزل شمارهٔ ۱۳۱۸سرو را چون لاله و گل احتیاج غازه نیست
  4. غزل شمارهٔ ۱۳۱۹رزق من زان نرگس مستانه جز خمیازه نیست
  5. غزل شمارهٔ ۱۳۲۰در دل پر خون غبار لشکر اندیشه نیست
  6. غزل شمارهٔ ۱۳۲۱سرو مینا را تذروی بهتر از پیمانه نیست
  7. غزل شمارهٔ ۱۳۲۲غفلت تر دامنان را حاجت پیمانه نیست
  8. غزل شمارهٔ ۱۳۲۳عشق را دارالامانی چون دل دیوانه نیست
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.