پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۳۰۸

دلبر از دل نیست غافل، دل اگر آگاه نیست

شاه با تخت است دایم، تخت اگر با شاه نیست

کوه نتوانست پیچیدن عنان سیل را

سالکان را کعبه و بتخانه سنگ راه نیست

در دبستان، لوح هیهات است ماند رو سفید

در جهان آفرینش سینه ای بی آه نیست

خانه من چون صدف از گوهر خود روشن است

گل به چشم روزنم از آفتاب و ماه نیست

حلقه بیجا می زند بر در نوای بلبلان

بوی گل را در حریم بی دماغان راه نیست

سد راه ما نگردد مهر دنیای خسیس

مانع پرواز ما چون چشم، برگ کاه نیست

چون شبان بیدار باشد، گله گو در خواب باش

آدمی را دیده بانی چون دل آگاه نیست

کار مردان نیست با نامرد گردیدن طرف

ورنه دستم از گریبان فلک کوتاه نیست

در بساط خامشان باشد مگر مغز سخن

ورنه حرفی غیر حرف پوچ در افواه نیست

هیچ خاری در بساط هستی از اخلاق بد

دامن جان را شلاین تر ز حب جاه نیست

صائب از گرد علایق صفحه دل را بشوی

زان که هر ناشسته رو را ره درین درگاه نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۳۱۰نیست یک شادی که انجامش به غم پیوسته نیست
  2. غزل شمارهٔ ۱۳۱۱طاعت ظاهر طریق مردم آزاده نیست
  3. غزل شمارهٔ ۱۳۱۲از هلاک ما سیه بختان کسی آزرده نیست
  4. غزل شمارهٔ ۱۳۱۳در ریاض آفرینش خاطر آسوده نیست
  5. غزل شمارهٔ ۱۳۱۴پیچ و تاب آن کمر با موی آتش دیده نیست
  6. غزل شمارهٔ ۱۳۱۵ماه در گردون نوردی چون دل آواره نیست
  7. غزل شمارهٔ ۱۳۱۶حسن بالادست را از شوخ چشمان چاره نیست
  8. غزل شمارهٔ ۱۳۱۷غیر حسرت رزق من زان حسن بی اندازه نیست
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.