پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۳۱۰

نیست یک شادی که انجامش به غم پیوسته نیست

از لب خندان به جز خون در دهان پسته نیست

یک دل آسوده نتوان یافت در زیر فلک

در بساط آسیا یک دانهٔ نشکسته نیست

در رحم اطفال از تحصیل روزی فارغند

مانع رزق مقدر خانهٔ دربسته نیست

از سبکرو نقش هیهات است ماند بر زمین

رهنوردی را که باشد نقش پا، آهسته نیست

فارغ است از امتداد قطره‌های اشک من

آن که می‌گوید گره در رشتهٔ نگسسته نیست

از می لعلی نمی‌گردد بدخشان سینه‌اش

دست هر کس چون سبو در زیر سر پیوسته نیست

می‌توان ره برد از سیما به کنه هر کسی

شاهدی گلزار رنگین را به از گلدسته نیست

پیش ما صائب که هر صیدی به دام آورده ایم

هیچ صیدی در جهان چون معنی برجسته نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۳۱۲از هلاک ما سیه بختان کسی آزرده نیست
  2. غزل شمارهٔ ۱۳۱۳در ریاض آفرینش خاطر آسوده نیست
  3. غزل شمارهٔ ۱۳۱۴پیچ و تاب آن کمر با موی آتش دیده نیست
  4. غزل شمارهٔ ۱۳۱۵ماه در گردون نوردی چون دل آواره نیست
  5. غزل شمارهٔ ۱۳۱۶حسن بالادست را از شوخ چشمان چاره نیست
  6. غزل شمارهٔ ۱۳۱۷غیر حسرت رزق من زان حسن بی اندازه نیست
  7. غزل شمارهٔ ۱۳۱۸سرو را چون لاله و گل احتیاج غازه نیست
  8. غزل شمارهٔ ۱۳۱۹رزق من زان نرگس مستانه جز خمیازه نیست
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.