پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۲۳۴

توبه نتوان کرد از می تا شراب ناب هست

از تیمم دست باید شست هر جا آب هست

صحبت اشراق را تیغ زبان در کار نیست

شمع را خاموش باید کرد تا مهتاب هست

عالم آب از تنک ظرفان شود پر شور و شر

آفت از دریا فزون در حلقه گرداب هست

دیده خفاش طبعان محرم این راز نیست

ورنه در هر ذره آن خورشید عالمتاب هست

نیست ممکن از عبادت گرم گردد سینه ای

زاهد افسرده تا در گوشه محراب هست

می تواند حلقه بر در زد حریم حسن را

در رگ جان هر که را چون زلف پیچ و تاب هست

گر توانی همچو مردان از سبب پوشید چشم

عالمی دیگر به غیر از عالم اسباب هست

خواب آسایش نباشد خاطر آگاه را

در بساط خاک تا یک دیده بیخواب هست

روزی بی خون دل کم جو که در بحر وجود

بی کشاکش طعمه ای گر هست، در قلاب هست

نیست ممکن یک نفس صائب به کام دل کشد

هر که را در سر هوای گوهر نایاب هست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۲۳۶جز پریشان خاطری در عالم ایجاد چیست؟
  2. غزل شمارهٔ ۱۲۳۷بادپیمایی مسلسل همچو آب از بهر چیست؟
  3. غزل شمارهٔ ۱۲۳۸جان عاشق قدر داغ و درد می‌داند که چیست
  4. غزل شمارهٔ ۱۲۳۹شوق چون ریگ روان منزل نمی داند که چیست
  5. غزل شمارهٔ ۱۲۴۰حسن بی پروا ز شور عندلیبان فارغ است
  6. غزل شمارهٔ ۱۲۴۱دیده های شرمگین، دیدن نمی داند که چیست
  7. غزل شمارهٔ ۱۲۴۲حسن قدر دیده تر را چه می داند که چیست
  8. غزل شمارهٔ ۱۲۴۳معنی توفیق غیر از همت مردانه چیست؟
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.