پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۲۴۰

حسن بی پروا ز شور عندلیبان فارغ است

غنچه این باغ، دل خوردن نمی داند که چیست

ریخت خون کوهکن را تیشه از دهشت به خاک

شیرخوار آداب می خوردن نمی داند که چیست

ناقصان آسوده اند از غم که ماه ناتمام

تا نگردد بدر، دل خوردن نمی داند که چیست

این جواب آن که می گوید نظیری در غزل

هر که دل را باخت دل بردن نمی داند که چیست

داغ عمر رفته افسردن نمی داند که چیست

آتش این کاروان مردن نمی داند که چیست

شعله را اشک کباب از سوختن مانع نشد

آتش سوزان نمک خوردن نمی داند که چیست

خار نتواند گرفتن دامن ریگ روان

رهنورد شوق، افسردن نمی داند که چیست

اهل صورت از خزان بی دماغی فارغند

غنچه تصویر، پژمردن نمی داند که چیست

گشت ذوق وعده سد راه جست و جو مرا

دست و پا گم کرده، پی بردن نمی داند که چیست

کشته تیغ شهادت در دو عالم زنده است

محو آب زندگی، مردن نمی داند که چیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۲۴۲حسن قدر دیده تر را چه می داند که چیست
  2. غزل شمارهٔ ۱۲۴۳معنی توفیق غیر از همت مردانه چیست؟
  3. غزل شمارهٔ ۱۲۴۴شمع فانوس خیال آسمان پیداست کیست
  4. غزل شمارهٔ ۱۲۴۵عارض او در نقاب از دیده گستاخ کیست؟
  5. غزل شمارهٔ ۱۲۴۶چهره خورشید زرد از درد بی زنهار کیست؟
  6. غزل شمارهٔ ۱۲۴۷زلف شب عنبر فشان از نکهت گیسوی کیست؟
  7. غزل شمارهٔ ۱۲۴۸نیست چشمی کز فروغ روی او پر آب نیست
  8. غزل شمارهٔ ۱۲۴۹در حقیقت پرتو منت کم از سیلاب نیست
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.