پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۲۳۹

شوق چون ریگ روان منزل نمی داند که چیست

موج این دریا لب ساحل نمی داند که چیست

در فضای دشت با صرصر سراسر می رود

شمع بی پروای ما محفل نمی داند که چیست

جسم ما را در خاک در آغوش نتواند گرفت

گردباد آسایش منزل نمی داند که چیست

گوهر آسان چون به دست افتد ندارد اعتبار

قیمت داغ جنون را دل نمی داند که چیست

هر کجا ویرانه ای را یافت، منزل می کند

شوق ما را سیل پا در گل نمی داند که چیست

صائب از خاک شهیدان شمع روشن می شود

سرد گردیدن چراغ دل نمی داند که چیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۲۴۱دیده های شرمگین، دیدن نمی داند که چیست
  2. غزل شمارهٔ ۱۲۴۲حسن قدر دیده تر را چه می داند که چیست
  3. غزل شمارهٔ ۱۲۴۳معنی توفیق غیر از همت مردانه چیست؟
  4. غزل شمارهٔ ۱۲۴۴شمع فانوس خیال آسمان پیداست کیست
  5. غزل شمارهٔ ۱۲۴۵عارض او در نقاب از دیده گستاخ کیست؟
  6. غزل شمارهٔ ۱۲۴۶چهره خورشید زرد از درد بی زنهار کیست؟
  7. غزل شمارهٔ ۱۲۴۷زلف شب عنبر فشان از نکهت گیسوی کیست؟
  8. غزل شمارهٔ ۱۲۴۸نیست چشمی کز فروغ روی او پر آب نیست
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.